اینجا همه عاشقند...
شاید ساده ترین خیال من در زندگی از هند تصاویر نقش بسته بر ذهنم بود که سینمای هند برایم به تصویر کشیده بود.
مردمی که یا عاشقند و یا برای یافتن عشق مبارزه می کنند و به قول دوستی گویا کاری جز عاشقی ندارند!
جز ارتباط ما با هندیان در معابد و دیار خدایان، ساحل اقاینوس زیبای هند نیز وسیله ای برای برقراری ارتباط با مردم مهربان آن دیار بود.
از کنار هرکسی که عبور می کردیم لبخندی نه از آن نوعی که انتهایش نیش خند است، که لبخندی که با نگاهی توام با مهربانی بدرقه مان می کرد.


وقتی می گفتیم ایرانی هستیم این لبخند صدها بار مهربانتر میشد.برای من جای سوال بود در کشوری که بیشترین جمعیت آن زیر خط فقر زندگی می کنند و معنای سر پناه و خانه و آپارتمان و ویلا را نمی دانند چگونه لبخند همواره بر لبانشان نقش بسته؟
شاید اگر کمی فرصت بیشتری بود تا با مردم آن دیار زندگی کنم وبا یک نگاه مردم شناسانه به این موضوع نگریسته می شد جواب بسیاری از پرسش ها درباره وضعیت روحی مردم سرزمین خودم پاسخ داده میشد.
جوانان هندی برخلاف تصورم بسیار متین و به قول عامیانه چشم پاک(!) بودند. نه تنها من که سایر دوستان نیز به این نکته رسیده بودند.
در یکی از سواحل بمبئی حضور زوجهای جوان و شاید عاشقانی که دل در گروه هم داشتند برایم بسیار زیبا جلوه نمود...

و اما یک حاشیه:
از یک کودک که در آغوش مادرش بود عکش گرفتم. مادرش تشکر کرد و من نیز رفتم. دوستم گفت فهمیدی آن کودک به شما چه گفت:
شما چه فکر میکنید؟

Love me!
فکر کنم شما هم به این نتیجه رسیده باشید که هند، دیار مردمی است که همگی عاشقند...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
ملت 72 فرقه!
از آنجا که قرار شد کمی هم حاشیه نویسی کنم ، گاهی در حین بیان اصل به فرع هم می پردازم ...
یکی از اتفاقات خوب سفر، حداقل برای من، دوستی با سروش بود( لطفا برداشت منفی نکنید: این سروش همان سروش 6ساله از مشهد است که در ابتدای راه بچه ساکتی بود!اما کمی آموزش یه وروجکی ازش ساخت که مپرس!)
واما بعد....
در دومین روز اقامت در بمبئی علاوه به گشت وگذار در کنار ساحل،
از برخی معابد بازدید شد.

در کوچه های شهر که می گشتم بر روی دیوارها نشانهایی از خدایان مردم هند مشاهده
می شود و

جالب آنکه مردم در هنگام عبور از خیابانها، در برابر این نشانها که بر روی کاشی به زیبایی نقاشی وآراسته شده، ادای احترام می کردند.
نکته جالبی که در این سفر برایم قابل توجه بود مذهبی بودن و تعصیات دینی مردم دیار هند بود و


شاید تامل برانگیز ترین مساله حضور پر شور جوانان هندی در عبادتهای گروهی بود.
* هندی ها نذری هم می دهند !

در معبد بودائیان بمبئی غذایی تهیه می شد که در پایان مراسم بین شرکت کنندگان
توزیع می شد البته ما هم دعوت شدیم!
یک حاشیه بی مزه:
به یکی از آقایان آشپز معبد که انگلیسی می دانست،
گفتم: it is shole?!(همان شله ما مشهدی ها)
پرسید:what is shole?!
نتیجه گیری!
اما همین ملتی که از هر گوشه خیابان وشهرشان سر در بیاوری نشانی از یک مذهب را درآن می بینی چنان با هم مهربانند که گویی همه زاده یک مادرند....
مطلب را به بالاترین بفرستید:
اولین زیارت اقیانوس هند
دوستی ، گرچه به شوخی، به من گفت از حواشی سفر بنویس چون خواننده بیشتر دوست دارد. توصیه اش گرچه کمی برق چشم داشت، بیراه نبود بنابر این در کنار بخشهایی از سفرنامه از حواشی هم بی نصیبتان نمیگذارم باشد تا لذت ببرید!
****
... طبق معمول پرواز تهران - بمبئی با تاخیر مواجه بود و مسافران هند با 1 ساعت تاخیر عازم مقصد شدند.
نمی خواهم از مردم کشوری به بزرگی هند ومردمانی با قدمت فرهنگی عظیم به بدی یاد کنم اما ای کاش در فرهنگ ومذهب و مرامشان آموزه ای چون نظافت و پاکیزگی وجود داشت. بهر حال شروع سفر با استشمام بویی ... در یک فضای بسته که قرار است نزدیک به 4 ساعت بنشینی و تکان هم نخوری کمی سخت است بخصوص که من به دلیل کسالتی که داشتم بیش از سایرین نسبت به فضای موجود حساس بودم.
بهر صورت ساعت 12:20 دقیقه به وقت محلی وارد بمبئی شدیم.
هوا برخلاف آنچه تصور کرده بودیم و شنیده ها حاکی بود، گرم نبود فقط رطوبت هوا به تعرق ما کمک بسیاری میکرد!
عبور از مسیر فرودگاه تا هتل که یک ساعت ونیم طول کشید حس بدی در ابتدای راه نسبت به هند در من بوجود آورد.
دیدن مردمی که در حاشیه خیابان ودر کنار ساختمانهای بلند در لابلای زباله ها زندگی می کردند، ناخوشایند بود ...
و اما شاید نا خوشایند تر از آن شاید تغییر در ماهیت ظاهری برخی از ایرانیانی بود که سفر به دیار 72 ملت را برگزیده بودند (بنا به دلایل امنیتی از گفتن بقیه ماجرا معذورم!!!)
کمی سخت گذشت تا در یک هتل نسبتا خوب مستقر شدیم و به همت آقای متقیان در رستورانی متعلق به مسلمانان نهار خورديم.
در اولین از روز سفر با فاصله چند قدمی از رستوران در کنار ساحل بندر بمبئی همراه دوستان قدم زدیم تا بیشتر با مردم دیار هند وفرهنگ آن که در اولین روز اقامت کمی از آن ترسیده بودیم آشنا شویم.
بگذریم....
در اولین تجربه زیارت اقیانوس هند، موجهای پر تلاطم آن که صدای غرشش به نوای دل انگیز نی از نفس دریا می ماند بسیار دل انگیز و گوش نواز بود.
(دوستان عزیز در اینجا چون شب شد هیچ حاشیه ای وجود نداشت جز چند مورد کوچولو! بنابراین بعد از خواب شیرین و پایان خستگی راه سفر از ادامه خاطرات میگویم...)
و عكسهاي سفر:



مطلب را به بالاترین بفرستید:
صبح يك روز بهاري روي برد سالن روزنامه خبري از روابط عمومي خانه مطبوعات خراسان آمده بود كه سفري براي اعضاء به كشور هندوستان در نظر گرفته شده است، بعد از يك ماه تاخير و كش وقوسهاي فراوان با يك گروه ۲۰نفره از مطبوعاتي هاي استان به توافق رسيديم روز ۲۳خرداد با يك جمع ۱۲ نفره عازم تهران شده تا با پرواز تهران - بمبئي عازم هند شويم.
واما قصه پر غصه آن ۸ نفري كه در شب سفر از ليست حذف شدند به عنايت تامه سردبير خوش ذوق و صاحب ادعايشان برميگردد كه در آخرين لحظه مانع حضور دوستان "خراسان"ي ما درسفرشد.
در همين ابتداي راه ميخواهم دوستان و همسفرانم را كه حضور تك تكشان به جمع خوب و دوست داشتني ما گرما مي بخشيد معرفي كنم:
۱- آقاي متقيان:

ليدر گروه و معلم بازنشسته آموزش وپرورش و البته سابقه زندگي در هند را نيز در پرونده زندگي خود ثبت كرده است!
۲-علي محدث

۳-خانم حميدي: فرهنگي و اتفاقا همسر آقاي محدث
۴-سروش

6 ساله از مشهد و از قضا پسرآقاي محدث
۵-مهندس مرتضي محدث
مهندسي با حافظه وهوش سرشار و داداش كوچيكه آقاي محدث
۶-وحيد ضرابي نسب

خبرنگار ورزشي و سينما كه سر از آب و فاضلاب مشهد درآورد!
۷-آقاي كشيري(كشميري، كشتي آرا، كشتي گير و...)

روابط عمومي شهرداري مشهد والبته روزنامه نگار
۸-سيد حميد حسيني :

سردبير نشريه فراسو كه در اين سفر مترجم گروه شد
۹-حاج آقاي مهدوي و بانو

... به هند مشرف باد و لا غير! ايشان روزنامه نگار نيست ولي روزنامه نگاران را دوست دارد...
۱۰-محمد رضاكاملان و بانو

خبرنگار روابط عمومي آستان قدس
۱۱-جعفر نخعي

عضو هيئت مديره خانه مطبوعات و چه گويم كه ناگفتنم بهتر است
۱۲- خديجه زمانيان

خبرنگار هنري روزنامه قدس كه به دليل كار در همه حوزه ها هنرمند بزرگي است!
۱۳- و خودم ...

و با يادي از دوستان مفقود الاثر خراساني كه يادشان گرامي وراهشان پر رهرو باد
خلاصه آنكه؛ ما رفتيم و از اين سفر 8 روزه برگشتيم و از امروز هم با خاطرات و عكسهاي سفر در خدمتيم ....
يا علي
مطلب را به بالاترین بفرستید:
آیت الله هاشمی رفسنجانی رئیس مجلس خبرگان رهبری،برای چندمین بار در مدت حضور دو روزه خود در مدینه منوره به قبرستان بقیع رفت و در جمع هزاران زائر ایرانی و سایر ملل اسلامی که در مقابل درهای بسته بقیع تجمع کرده بودند گفت:
«طولی نمی کشد که بقیع احیا شود»...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:

مطلب را به بالاترین بفرستید:

حسن خميني نگاه كاريكاتوري به انديشههاي امام(ره) را خطرناكترين نوع تحريف دانست و گفت:
مطلب را به بالاترین بفرستید:

سيدعلي خميني جواني است كه نوزده سال پيش، پس از ارتحال امام خميني(ره) تصاوير كودكي او منتشر شد و مردم ايران او را علي كوچولوي امام ناميدند.
به تازگي نوه امام خميني و نوه آيتالله سيستاني پيمان مقدس ازدواج بستهاند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
پژوهشگران حوزه علوم ديني به دليل ارتباط با متون مقدس و مكتوبات
و محفوظات اعتقادي عموم مردم همواره بيش از ساير پژوهشگران در معرض نگاه منتقدانه مردم وخواسته هاي عمومي قرار دارند. اين ويژگي به زعم بسياري از محققان ديني آنان را به دقت و تامل بيشتر در مطالعات خود دعوت مي كند. زيرا حضور در صحنه اعتقادات وفرهنگ ديني مردم، حضوري حساس و پر مخاطره است.
در كشور ما پس از استقرار نظام اسلامي، اين توقعات چند برابر شد وعلاوه بر عموم مردم نظام حاكم نيز در بخش عمده اي از تصميم گيريهاي خود به حضور اين عده نيازمند شد.
اما بايد ديد اين نياز دستگاه حاكم با حضور پژوهشگران وانديشمندان ديني و حوزوي در صحنه اجتماع همخواني دارد يا خير؟ و روابط متقابل حوزه و حكومت تا چه اندازه مؤثر ومفيد بوده است؟
مطلب را به بالاترین بفرستید:

در روزهاي گذشته، سردسته يك فرقه متمايل به هندوئيسم در ايران، با حضور در برنامهاي در شبكه يك سيما، به آموزش آشپزي پرداخته است.
به گزارش خبرنگار «تابناك»، وي براي سرپوش نهادن بر فعاليت خود، به تشكيل كلاسهاي گياهخواري اقدام كرده و در اين كلاسها، فراگيران را گام به گام به هندوئيسم فرا ميخواند.
به اين ترتيب كه پس از چند ماه، آنهايي را كه مستعد تشخيص دهند را به جلسات خاص خود در روزهاي سهشنبه و يكشنبه در پشت يكي از رستورانهايي كه توسط اين گروه در تهران اداره ميشود، دعوت ميكنند.
در كلاسهاي صبح يكشنبه اين گروه، مقداري از غذاي تهيهشده را در برابر مجسمه يكي از خدايان خود ميگذارند و سپس در راستاي يكي از اعتقادات خود با مخلوط كردن غذاي پيشكش با كل غذاي رستوران، از رب خود ميخواهند كه بر پيروانشان بيفزايد.
اين گزارش ميافزايد: چندين بار در سال، در قالب تورهاي زيارتي، تازههندوها به معابد هندوها در هند برده ميشوند تا در آنجا به عبادات مرسوم اين آيين ساختگي بپردازند و در حالي كه برخي از اين افراد را قشر تحصيلكرده و بانوان تشكيل ميدهند، به انجام رقصهاي مذهبي و احترام به بتهاي دستساز ميپردازند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
امروز، اول خرداد مصادف با 21 مي از سوي سازمان يونسكو روز توسعه فرهنگي ناميده شده است.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
... پشت دیوارهای غربتمان ایستاده ام. حتی هوای گرم برخاسته از خاک بقیع نیز اثری در حلاوت دیدار نمی گذارد.
نیم ساعت از زمان مقرر برای گشودن بقیع گذشته است.
پیرزنی روی ویلچر نشسته است بعد از ظهر مدینه است وچادر مشکی برا ی حرارت و گرمای فضا افزوده است. شاید شمارش اشکهای غلتیده بر گونه های چروکیده ونحیفش سخت ترین کار دنیا باشد...
زائران بقیع در لحظات انتظار با قرائت دعا به استقبال لحظات شیرین دیدار می روند.
انبوه جمعیت پشت درهای بسته بقیع از داستان عاشقی دلهای بیقرار ی حکایت میکند که برای دیدار با محبوب از سختی ها نیز به نیکی یاد میکنند.
اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
دورکعت نماز عشق میخوانم, سر برسجده حریم یار می نهم و فریاد عاشقی ام را در پس اشکهای خاموشم به گوش محبوبه حق می رسانم.
شاید اشکهایم که به یقین پاکتر از آن را در زندگی ام تجربه نکرده ام بهانه گشودن درب حریم دوست است.
جمعیت با همه سختی وازدحام وارد محدوده بقیع می شود اما اینجا هم برای زنها محدودیت قائل هستند وما از زیارت بقیع محروم.
از پشت پنجره های فولادی صدایش میکنم؛ محبوب من ! از درد عاشقی ات همین بس که پس از سالها فراق اینک تورا در این شرایط زیارت میکنم چرا پنهان؟
سختی سفر برتنم می ماند برای دیدن تو لحظات را یک در میان سپری کردم واینک سرگشته وحیران از یافتن نشانی از تو ...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
بر اساس یافتههای یك پژوهش كه در همایش آسیبشناسی ملی مسائل جوانان ارائه شد، متاسفانه 25 درصد دانشجویان مصرف الكل را بدون اشكال میدانند. دكتر سعید معیدفر در جریان برپایی این همایش با اعلام خبر فوق افزود: 20درصد این افراد كسانی بودند كه در نظرسنجی اظهار كردند كه الكل مصرف میكنند و 5 درصد بقیه اعلام داشتند كه در وسوسه مصرف الكل هستند.
مطلب را به بالاترین بفرستید:
گفتگو با دکتر علیرضا اعرافی

ما قطعا بايد متوجه رقيبمان باشيم.آنها دايم در حال پيشرفت هستند و كار مي كنند, بخش عمده اي از رقباي ما رقباي مسيحي با نام و شاخه هاي گوناگونشان هستند، بخشي از رقباي ما برادران اهل سنت مثل دانشگاه هايي مثل الازهر، المدينه، ام الغراء و... هستند. بخش ديگري از رقيبان دنياي امروز مكاتب بشري و لائيكها هستند كه مدام در حال توليد فكرند.
اگر حواسمان نباشد و به داشته هايمان بسنده بكنيم، حتما در اين سه چهار ميدان كه عرض كردم عقب مي مانيم بايد مطمئن بود كه در همه مواردي كه اشاره كردم، ميدان رقابت با بي دينان و سكولارها و كساني كه اصولا اعتقادي به اصل دين يا گستره دين ندارند و هم ميدان رقابتي كه ما با اديان و مذاهب ديگر داريم عقب مي مانيم. ...
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:
مطلب را به بالاترین بفرستید:
در غرب یک نفر بعد از سال ها مشقت و سختی به یک فعال مطبوعاتی تبدیل می شود اما در ایران یک دختر بچه بدون داشتن سابقه مطبوعاتی چندان با نوشتن یک مقاله تند و توهین آمیز و زدن اسمش کنار مطلب به شهرت میرسد و خودش را مطرح می کند و این نشان می دهد که مطبوعات ما درست کار نمی کنند!
مطلب را به بالاترین بفرستید:
يكي از بازديدكنندگان روز اول نمايشگاه از نظم، زيبايي و محتواي نمايشگاه امسال ابراز رضايت كرده و وضعيت آن را نسبت به سال گذشته بسيار عالي توصيف ميكرد.
جاي بسي خوشحالي است...



