به یاد بانویی به وسعت تاریخ

چندی پیش سفر زیارتی حج برایم مقدر شد دوستان از من خواسته بودند خاطرات سفر را در وب بگذارم .
درآستانه شهادت حضرت فاطمه (س) بخشی از خاطرات دیدار با بقیع را که با قلمی ادبی نگاشته شده را تقدیم دوستداران آن بزرگ بانوی اسلام می کنم:
اولین دیدار با بقیع
... پشت دیوارهای غربتمان ایستاده ام. حتی هوای گرم برخاسته از خاک بقیع نیز اثری در حلاوت دیدار نمی گذارد.
نیم ساعت از زمان مقرر برای گشودن بقیع گذشته است.
پیرزنی روی ویلچر نشسته است بعد از ظهر مدینه است وچادر مشکی برا ی حرارت و گرمای فضا افزوده است. شاید شمارش اشکهای غلتیده بر گونه های چروکیده ونحیفش سخت ترین کار دنیا باشد...
زائران بقیع در لحظات انتظار با قرائت دعا به استقبال لحظات شیرین دیدار می روند.
انبوه جمعیت پشت درهای بسته بقیع از داستان عاشقی دلهای بیقرار ی حکایت میکند که برای دیدار با محبوب از سختی ها نیز به نیکی یاد میکنند.
اگر با من نبودش هیچ میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
دورکعت نماز عشق میخوانم, سر برسجده حریم یار می نهم و فریاد عاشقی ام را در پس اشکهای خاموشم به گوش محبوبه حق می رسانم.
شاید اشکهایم که به یقین پاکتر از آن را در زندگی ام تجربه نکرده ام بهانه گشودن درب حریم دوست است.
جمعیت با همه سختی وازدحام وارد محدوده بقیع می شود اما اینجا هم برای زنها محدودیت قائل هستند وما از زیارت بقیع محروم.
از پشت پنجره های فولادی صدایش میکنم؛ محبوب من ! از درد عاشقی ات همین بس که پس از سالها فراق اینک تورا در این شرایط زیارت میکنم چرا پنهان؟
سختی سفر برتنم می ماند برای دیدن تو لحظات را یک در میان سپری کردم واینک سرگشته وحیران از یافتن نشانی از تو ...
مادر !بگذار مادر صدایت کنم. بگذار تا عقده دل بگشایم
آه مادر ! همه قصه دلتنگی ام فدا ی مهربانی تو...
آیه الله فاضل لنکرانی درگذشت
|
هیئت دولت تصویب کرد : | |
| 3 روز عزای عمومی در سراسر کشور | |
| هیئت دولت ضمن تسلیت به مناسبت ارتحال آیت الله العظمی فاضل لنکرانی از روز یکشنبه 27 خرداد به مدت سه روز در سراسر کشور عزای عمومی و فردا را در استان قم تعطیل رسمی اعلام کرد . | |
|
به گزارش مهر، هیئت دولت در این پیام تسلیت آورده است : ارتحال عالم ربانی و روحانی مجاهد حضرت آیت الله العظمی فاضل لنکرانی موجب تاثر و اندوه مردم خداجوی و مسلمان ایران اسلامی و دوستداران و مقلدان آن مرجع فقید شد. |
گلدستههاي حرم عسگريين(ع) فرو ريخت

شبكه خبري "العالم" اعلام كرد: دشمنان اهل بيت(ع)، بار ديگر در حملهاي هتكآميز، دو گلدسته طلايي باقيمانده از انفجار سال گذشته را منهدم كردند.
اين حمله كه ساعت 9 صبح امروز به وقت عراق رخ داد به فرو ريختن كامل اين دو گلدسته منجر شده و به محض انتشار، خشم شيعيان جهان را برانگيخته است.
اين شبكه ميافزايد: از گروههاي تكفيري و هواداران رژيم مخلوع بعثي، به عنوان عوامل اين اقدام نام برده ميشود.
شبكه خبري "الفرات" نيز به نقل از يك شاهد عيني گزارش داد: گروههايي از هواداران گروه تروريستي القاعده با همكاري بعثيهاي سامراء، اقدام به اين حمله كردند.
خبرگزاري شينهوا نيز اعلام كرد: افراد مسلح ناشناس، ساعت 9 صبح امروز مرتكب اين عمليات، شدند.
خبرگزاري فرانسه گزارش داد: نيروهاي امنيتي و ارتش عراق در پي وقوع اين عمليات، با اجراي مقررات منع آمدوشد و محاصره مركز شهر سامراء، تمامي راههاي منتهي به حرم عسكريين(ع) را بستند.
پايگاه خبري "النهرين" نيز گزارش داد: سپاه المهدي(عج) وابسته به جريان صدري، به محض انتشار اين خبر، براي جلوگيري از واكنش احتمالي قهرآميز شيعيان عليه اهلسنت، وارد عمل شد و آمادهباش امنيتي اعلام كرد.
"صالح الحيدري" رئيس ديوان وقف شيعي عراق در گفتوگو با رويترز گفت: اين عمليات، اقدامي تروريستي بود كه براي دامنزدن به اختلافات مذهبي و طايفهاي در منطقه انجام شد.
پايگاههاي خبري و انجمنهاي اينترنتي و وبلاگهاي شيعيان منطقه نيز از ساعتي پيش، بسرعت وارد عمل شده و با تهيه طومارهاي اعتراض، اين مصيبت را به يكديگر تسليت ميگويند.
در طول 26 سال گذشته، آيتالله خامنهاي و حجج اسلام هاشمي رفسنجاني و خاتمي، به رغم دارا بودن كتب و آثار منتشرشده پيش از انتخاب به سمت رياستجمهوري، هيچگاه به تشكيل شوراي نظارت بر نشر آثار و انديشههاي خود در زمان تصدي رياستجمهوري، اقدام نكردند.
به گزارش بازتاب ِ در حالي كه روز گذشته رئيس دفتر رئيسجمهور اقدام به انتصاب پانزده عضو شوراي سياستگذاري و نظارت بر انتشار آثار و انديشههاي دكتر احمدينژاد كرد، اعضاي اصلي معرفيشده در اين شورا، از اقدام مذكور بياطلاع بودند.
بنا بر اين گزارش، در فهرست پانزده نفره مذكور در كنار تعدادي از دانشجويان يا كارمندان و مديران دولتي، نام سه چهره صاحب تأليفات به چشم ميخورد كه تاكنون دو نفر از آنان كه از تشكيل شوراي مذكور و عضويت خود در آن بياطلاع بودند، پس از اعلام رسمي خبر، تصميم خود را براي عدم حضور در آن اعلام كردهاند. چنان كه حسن رحيمپور ازغدي و روحالله حسينيان كه چهرههاي صاحب تأليفات و آثار منتشرشده در ميان اعضاي شوراي مذكور هستند، در خبر تصحيحشده، جزو اعضاي شورا نميباشند.
گفتني است، در طول 26 سال گذشته، آيتالله خامنهاي و حجج اسلام هاشمي رفسنجاني و خاتمي، به رغم دارا بودن كتب و آثار منتشرشده پيش از انتخاب به سمت رياستجمهوري، هيچگاه به تشكيل شوراي نظارت بر نشر آثار و انديشههاي خود در زمان تصدي رياستجمهوري، اقدام نكردند و در جمهوري اسلامي، تنها دفتر رهبر انقلاب داراي چنين نهادي است.
تعارض «امنيت» و «علم آموزی» ؟
موضوع هشدار وزارت اطلاعات به استادان دانشگاه برای مراقبت از تماس های مشکوک با مراکز پژوهشی در غرب، یک موضوع جدی و قابل تعقیب از سوی عالمان و فرهیختگان جامعه ماست. وظیفه آن وزارت و دیگر نهادهای امنیتی مانند هر کشوری در دنیا، دغدغه امنیت و امر جاسوسی است که به هیچ روی امر غریبی نیست. این کاری است که کشورهای غربی بسیار پیشرفته تر و گسترده تر اما با رعایت جنبه های ظاهری و نیز علمی، آن را دنبال می کنند.
در کنار آن این هم اصل بسیار مهم و جدی است که نباید ایران به طور عام و دانشگاهها و اساتید ما به طور خاص از کاروان دانش بشری باز بمانند و تنها و تنها در حصاری تنگ ومحدود، سربه زیر انداخته چنین تصور کنند که بدون ارتباط و تماس، همه دانشها را می توان در چنته خویش درآورد.
موضوع دستگیری دو نفر ایرانی الاصل در ماه گذشته، آن هم به دلیل پژوهش در حوزه های ممنوعه سبب شده است تا در این زمینه مباحثی مطرح شده و از یک سو حکومت بر اساس اصل بسیار مهم «امنیت» موضوع را پی گیری کند و از سوی دیگر شاهد نگرانی هایی برای پژوهشگرانی که کارهای دو جانبه دارند پدید آید.
بسیار روشن است که استادان ما به یک هزار و یک دلیل، باید از تحقیقاتی که در خارج از کشور در عرصه های مختلف انجام می شود، آگاه شوند. بدون ارتباط، ورود ما در باشگاه علمی جهان، امکان پذیر نیست، یا اگر از طریق اینترنت و غیره امکان پذیر باشد در حد مطلوب نخواهد بود. قطع ارتباط ما با جهان دانش، مرگ دانش را در پی دارد و تکبر و انزوا و خودمحوری علمی، هیچ مشکلی را از ما حل نخواهد کرد. اگر قرار باشد ما تمدنی بنا کنیم که جهانی باشد، هرچند برپایه اصول ویژه خود، باید جهانی بیندیشیم.
آنچه مهم است این که چنین نیازی ما را مجبور می کند تا در ارتباط با مراکز پژوهشی قرار بگیریم و درست همین جاست که «گردنه» هایی پدید می آید که دشمنان ملل جهان سومی و از جمله دنیای اسلام، بر سر آن قرار گرفته و به صید شکارهای خود بپردازند
پژوهش و تحقیق و ابتکار و خلاقیت علمی و نظریه پردازی ، واقعا امری عزیز و شریف است اما بنا به دلایل مختلف و درست به خاطر این عزت و شرافتش هست که دشمنان در آن طمع کرده از آن به عنوان پلی برای رسیدن به مقاصد خود استفاده می کنند
یکی از حوزه هایی که بیشترین مشکل را دارد، حوزه «ایرانشناسی» است. در اینجا بهانه تحقیق در باره «ایران» است و به خصوص موضوع «ایران معاصر» که می تواند برای «سیاست» دیگران سودمند باشد.
در حال حاضر به دلیل کثرت ایرانیان خارج از کشور و نیز رفتن شماری از دانشجویان و دانش پژوهان ایرانی به بلاد دیگر، این حوزه بسیار پررونق است، به طوری که می توان گفت ایرانشناسی در غرب از انحصار غربیان درآمده و اکنون تقریبا در اختیار ایرانیان قرار گرفته است. با این حال، سنت غربی حمایت از این قبیل پژوهشها، به دلایل مختلف است، از کنجکاوی های علمی که برخی از انگیزهای نخست این ماجراست بگیرید تا بهره وری های سیاسی و حتی امنیتی که بدون تردید مورد توجه قدرتهاست
در این میان، این پرسش که این ایرانیان پژوهشگر وابسته به چه جریانهایی هستند بسیار اهمیت دارد. برای مثال آیا گروه های سلطنت طلب در این امور مداخله بیشتر دارند تا جریان هایی مانند مجاهدین خلق یا توده ای ها و چپ های وامانده گذشته که اکنون در قیافه سوسیالیست های تخیلی در اروپا فعالیت می کنند؟
در این زمینه باید گفت اصولا گروه هایی مانند مجاهدین خلق به رغم همه خوش خدمتی هایی که به عنوان جاسوسی برای امریکا و غرب داشته اند، و نهایت خدمت را به امریکا در سالهای اخیر کرده اند، نه تنها هیچ سررشته ای در این امور ندارند، بلکه با رقبای سختی که همان سطنت طلبان هستند روبرو بوده و آنان اجازه چنین فعالیتی را در مراکز دانشگاهی و پژوهشی به آنان نمی دهند. به عکس، این قبیل امور در غرب، به طور عمده در اختیار سلطنت طلبان و گروه های نزدیک به آنهاست که هیچ میانه ای با گروه های افراطی چپ و یا حتی میانه رو ندارند
اما سلطنت طلبان در این میان دارای چه گرایش های فکری هستند؟
در حال حاضر بسیاری از مراکز پژوهشی در غرب، تا آنجا که به ایرانیان مربوط می شود، افزون بر آن که بسیار غربگرا و لائیک هستند، و کمترین میانه ای با جمهوری اسلامی ندارند، به تدریج گرفتار برخی از جریان های انحرافی وابسته به محافل صهیونیستی و بهائیگری می شوند.
نباید انکار کرد که شمار فراوانی از ایرانیان – از ثروتمندانی که به ایران علاقه مندند تا محققان جوانی که به تازگی به این جرگه پیوسته اند - از روی عشق و علاقه به مباحث ایرانشناسی روی آورده و در این زمینه خدماتی هم داشته و دارند و در بسیاری از مواقع جای خالی ایران را در کشورهای غربی به خصوص امریکا پرکرده اند. اما نفوذ افراد و افکار بهایی در این مراکز امری است که به دلایل مختلف از ابتدای انقلاب به این سو، در این قبیل مؤسسات وجود داشته و دارد و می توان گفت که اخیرا جدی تر هم شده است.
یک سنت معمول در دانشگاه های غربی مانند دیگر نقاط دنیا استخدام افراد کارکشته در هر زمینه است.نباید تصور کرد که حتی در غرب چنین اموری صرفا عالمانه دنبال می شود بلکه در بسیاری از اوقات، جریان های خاصی با اختصاص مبالغی پول به عنوان وقف و یا با خریدن چهره های دانشگاهی و یا اعمال نفوذ از هر طریق دیگر، کسانی را در رأس کرسی های خاصی قرار می دهند. در این زمینه کرسی ایرانشناسی در بسیاری از مراکز همیشه در معرض این قبیل اعمال نفوذها هست. در مورد جلسات علمی و همایشها این امر وضوح بیشتری دارد، به طوری که کمتر همایشی است به نوعی به مباحث ایرانشناسی به خصوص دوره معاصر مربوط باشد و چندین نفر از این گروه در آن حضور فعال نداشته باشند.
شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می دهد طی سالهای اخیر شماری از افراد وابسته به جریان بهائیت نه صرفا بر اساس صلاحیت های علمی بلکه به صورت عمدی و با هدایت خاص به این مراکز نفوذ کرده اند. و درست به دلیل ارتباط استواری که در یک صد سال گذشته میان بهائیت و صهیونیسم بوده، این جریان مورد حمایت لابی های صهیونیستی هم قرار داشته و دارد. در این زمینه، شماری از ثروتمندان ایرانی که پولی در این باره می پردازند، بسا غافل از این جریان هستند.
به هر روی، و به رغم وجود چنین روندی در کارهای پژوهشی و مؤسسات آموزشی، آیا به مصلحت ماست تا از همه آنها فاصله گرفته و همه مباحث و موضوعات را امنیتی مطرح کنیم؟
به نظر نویسنده این سطور چنین تصوری نادرست و بیش از آن که ناشی از مصلحت اندیشی باشد، نشان ضعف حضور ما در این قبیل مراکز است.
در غرب به همان مقدار که این قبیل اعمال نفوذها وجود دارد – درست مثل سازمان های بین المللی – اما راهکارهایی هم برای حضور دیگران هست و به قیاس همان نهادهای بین المللی ما باید در این حوزه ها وارد شویم. مهم شناخت آنها و یادگرفتن روش های درست برای حضور و نفوذ در آنهاست. تاثير منفي امنيتي نگاه كردن به اين موضوع و بازتاب آن روي مساله علم آموزي مي تواند باز هم كسان بيشتري را به خصوص از اساتيد به آن سوي سوق داده و ارتباط آنان را با داخل ايران قطع كند.
هر مقدار که فاصله ما با این قبیل مراکز بیشتر شود و به هر اندازه که این قبیل موضوعات به جدای آن که بر اساس یک سیاست فرهنگی با آن برخورد شود، امنیتی ملاحظه شود، ما نه تنها از نفوذ در آن سوی آب باز می مانیم بلکه دچار انزوای علمی بیشتری هم خواهیم شد.
اگر قرار است که ما پیرو آیین حضرت محمد (ص) باشیم که فرمود: اطلب العلم و لو بالصین، در این صورت می بایست برای ایجاد ارتباط با جهان دانش تلاش بیشتری کرده و با استفاده درست و بجا هم به نشر افکار خویش در آن سوی مرزها بشتابیم و هم از دانش و علم جهانی بهره¬ور شویم. بی تردید بحث امنیت بسیار اهمیت دارد و باید در نهایت وسواس و بدور از تأثیرگذاری بر روند دانش طلبی کار را دنبال کرده و روی علم آموزی و بهره¬گیری علمی ما از دیگران تأثیر منفی نگذارد.


