به تقویم اعنماد نکن!
گزارشي از تكرار اشتباه دو نهاد تدوين كننده تاريخ رسمي كشوردرثبت شهادت امام جواد(ع)
...در مورد آخر ذيقعده نيز بايد گفت كه سال گذشته همانطور كه شما گفتيد اشتباه صورت گرفته اطلاع رساني شد تا در تقويم هاي سال بعد يعني امسال اعمال شود اما از آنجا كه تقويم ها هميشه يك سال جلوتر چاپ مي شود اين نقص در تقويم امسال هم وجود دارد اما سال آينده شاهد اين اشتباه نخواهيم بود. ...
تبليغ عقايد وهابيت در دبيرستان دخترانه مشهد
اسفند سال ۱۳۸۵ خبر آزمون ضمن خدمت آموزش وپرورش يكي از مناطق تهران كه در آن سوالات توهين آميز به ساحت مقدس پيامبر اعظم(ص) موجب آزردگي خاطر مردم مسلمان و واكنش مراجع تقليد دراين رابطه شد، هنوز از خاطر مان محو نشده است.
يادم هست آن ايام در همين وبلاگ يادداشتي با عنوان نقطه كورفرهنگي در آموزش وپرورش! نگاشتم كه با واكنش برخي از خوانندگان وبلاگ كه گرايش سياسي نزديك به دولت نهم داشتند مواجه شد كه بي شك غير منطقي بود!
اينها را گفتم تا بر موضع خود در قبال وضعيت فرهنگي آموزش وپرورش پا فشاري كنم.در ايان ميلاد امام هشتم كه زائران زيادي از نقاط مختلف به بهانه زيارت آن امام همام عازم مشهد مي شوند، دبير يكي از دبيرستانهاي قديمي مشهد در كلاس درس خود زيارت ائمه و توسل به آنان را شرك نسبت خداوند دانسته و با ادله اي كه بي شباهت به عقايد و آراء وهابيت نيست به رد اين مهم پرداخته است.
يكي از دانش آموزان آن كلاس كه از نزديكان من است با بيان اين مطلب زنگ خطري را درگوشم به صدا در آورد.
گرچه آن دانش آموز به واسطه مطالعه و ذكاوت خويش به اشتباه بودن بيان معلم خود پي برده بود، اما چند ذهن پاك وبي آلايش دختران و پسران شيعه به واسطه آموزشهاي غلط فكري كه معلوم نيست ناخواسته باشد دچار تزلزل مي شود؟
و آيا قرار نيست نسبت به آنچه در كلاسهاي درس مي گذرد چاره اي انديشيده شود؟
پاسخ با آنان كه براي حفظ وزارت خويش بيش از ديانت جوانان وطن تلاش مي كنند...
درپناه خورشيد هشتم

امروز روز زيارتي امام هشتم است....
*****
مرحوم علامه طباطبايي درباره لطف و مرحمت امام هشتم(ع) معتقد بود: همه امامان(ع) لطف دارند، اما لطف حضرت رضا(ع) محسوس است؛ همه امامان معصوم(ع) رئوف هستند، اما رأفت حضرت امام رضا(ع) ظاهر است. انسان هنگامي كه وارد حرم رضوي(ع) مي شود، مشاهده مي كند كه از در و ديوار حرم آن امام رأفت مي بارد. علامه هر ساله به مشهد مشرف مي شد حتي در پنج شش ماه آخر عمر با همه كسالتي كه داشت به مشهد مشرف شد. يكي از بستگان نزديك ايشان مي گفت: با آغوش باز با آن كهولت سن و كسالت، جمعيت را مي شكافت و با علاقه ضريح را مي بوسيد و توسل مي جست كه گاهي به زحمت او را از ضريح جدا مي كرديم... . مرحوم علامه مي گفت: من به حال اين مردم كه اين طور عاشقانه ضريح را مي بوسند، غبطه مي خورم....
فرزند ايشان نقل مي كند: در سال آخر حياتشان به دليل كسالتي كه داشتند و بنا به تأكيد و توصيه پزشك مخصوص، نمي خواستيم ايشان به مشهد مقدس بروند. ولي ايشان اصرار داشتند و رفتند. پس از مراجعت از مشهد، به ايشان گفتم سرانجام به مشهد رفتيد،گفت: پسرم، جز مشهد كجاست كه آدم بتواند دردهايش را بگويد و درمانش را بگيرد؟
* ما از پناه امام هشتم به جاي ديگري نمي رويم
علامه طباطبايي وقتي به مشهد مشرف مي شد، از وي تقاضا مي كردند در خارج از مشهد چون طرقبه و... به دليل اعتدال هوا، سكونت داشته باشند و گهگاهي براي زيارت مشرف گردد. ايشان ابداً قبول نمي كرد و مي فرمود: ما از پناه امام هشتم(ع) به جاي ديگري نمي رويم. يكي از شاگردان علامه طباطبايي مي گويد:... هيچ به خاطر ندارم كه از اسم هر يك از ائمه(ع) بدون اداي احترام گذشته باشند. در مشهد كه همه ساله مشرف مي شدند و تابستان را در آنجا مي ماندند، وقتي وارد صحن حضرت رضا(ع) مي شدند، بارها كه در خدمتشان بودم و مي ديدم كه دستهاي مرتعش را روي آستانه در مي گذاشتند و با بدن لرزان از جان و دل آستانه در را مي بوسيدند، گاهي از محضرشان التماس دعا درخواست مي شد مي گفتند: برويد از حضرت بگيريد؛ ما اينجا كاره اي نيستيم؛ همه چيز آنجاست!
* زمين صحن را ببوس كه از سر من هم بهتر است!
زماني نويسنده مشهوري بوسيدن ضريح امامان(ع) و اين قبيل احترام نهادنها را تشنيع مي كرد. وقتي سخن او را به مرحوم علامه در حرم رضوي(ع) عرض كردند، ايشان فرمود: اگر منع مردم نبود، من از دم مسجد گوهرشاد تا ضريح، زمين را مي بوسيدم.
و روزي در صحن حرم امام رضا(ع) شخصي به علامه ]كه اصلاً اذن نمي داد كسي دست ايشان را ببوسد [عرض كرد: از راه دور آمده ام و مي خواهم دست شما را ببوسم. علامه فرمود: زمين صحن را ببوس كه از سر من هم بهتر است!
* من هم يكي از شلوغها!
يك بار علامه مي خواستند به روضه رضوي(ع) مشرف شوند. به ايشان عرض شد: «آقا! حرم شلوغ است؛ وقت ديگري برويد!» فرمودند: «خوب، من هم يكي از شلوغ ها!» و رفتند. مردم هم كه ايشان را نمي شناختند تا راهي برايشان بگشايند و در نتيجه، هر چه سعي كردند دستشان را به ضريح مبارك برسانند، نشد و مردم ايشان را به عقب سوق دادند. وقتي بازگشتند، اطرافيان پرسيدند: «چطور بود؟» فرمودند: «خيلي خوب بود! خيلي لذت بردم!»
* اين جا دارالشفاي آل محمد(ع) است
حجة الاسلام معزي نقل مي كند كه يك بار در ايام طلبگي به مشهد رفته بودم و در صحن هاي حرم رضوي(ع) قدم مي زدم و به بارگاه امام مي نگريستم، اما داخل رواقها و روضه نمي رفتم. ناگهان دست مهرباني بر روي شانه هايم قرار گرفت و با لحني آرام فرمود: «حاج شيخ حسن! چرا وارد نمي شوي؟!» نگاه كردم و ديدم علامه طباطبائي است. عرض كردم: خجالت مي كشم با اين آشفتگي روحي بر امام رضا(ع) وارد شوم. من آلوده كجا و حرم پاك ايشان كجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود: «طبيب براي چه مطب باز مي كند؟ براي اين كه بيماران به وي مراجعه كنند و با نسخه او تندرستي خود را بيابند. اين جا هم دارالشفاي آل محمد(ع) است. داخل شو كه امام رضا(ع) طبيب الاطباء است.»

