تعزیه زنانه!
نینوا پس از چهل روز
زمین از گرمای سوزان آن روزها، تب دار است و بی آبی ترکهای بی هویتی را بر پهنه آن نقش بسته ...
نینوا، این سرزمین تاریخ ساز ...
نینوا، چهل روز است که در تاریخ پیدا شده است و چه سخت بر او گذشت این چهل روز و چهل شب.شبهایی که او از اتفاقاتش بر مردمی که بودنشان را در التزام بودن «ابن زیاد» تفسیر کرده بودند، هویتشان، دیگر روایتگر خلیفة اللهی نبود، میزبانانی که تشنگی راه سفر را برای میهمان نه با پیاله آبی و شربتی که با جام خون جشن گرفتند و آنانی که نور را برای روشنایی دعوت کردند، اما تابش اشعه های ایمان را در پس پرده ضخیم خواهشهای دنیوی مدفون ساختند- و چه بد مردمی بودند و چه بد میزبانانی-، نفرین فرستاد. که نامش را با خون حسین(ع) بر صفحه تاریخ نگاشتند.
و نینوا شرافت یافت به میمنت خون حسین(ع).
... و اینک چهل روز از روز واقعه، گذشت...
شیطان وجود ندارد!

استاد دانشگاه با این سوال شاگردانش را به چالش ذهنی کشاند: آیا خدا هر چیزیکه وجود دارد را خلق کرد؟
شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:بله او خلق کرد. استاد گفت : اگر خدا همه چیز را خلق کرد، پس او شیطان را نیز خلق کرد و مطابق این قانون که کردار ما نمایانگر ماست، خدا نیز شیطان است.
شاگرد آرام سر جای خود نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانسته است ثابت کند عقیده به مذهب افسانه و خرافاتی بیش نیست.
شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: استاد می توانم سوالی بپرسم؟
استاد پاسخ داد: البته.
شاگرد ایستاد و پرسید: استاد سرما وجود دارد؟
استاد پاسخ داد: این چه سوالی ست که می پرسی؟ البته که وجود دارد. آیا تا به حال حسش نکردی؟
شاگرد گفت: در واقع سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک آن چیزی که ما آن را سرما یاد می کنیم نبودن گرماست. درواقع سرما وجود ندارد. این کلمه رابراي آنکه بشر از نبودن گرما توصیفی داشته باشد، خلق کرد.
شاگرد ادامه داد: استاد آیا تاریکی وجود دارد؟
استاد: البته که وجود دارد!
شاگرد گفت: بار دیگر اشتباه کردید آقا! تاریکی هم وجود ندارد. تاریکی در واقع نبودن نور است. نور چیزی است که می توان آن را مطالعه و آزمایش کرد، اما تاریکی را نمی توان. تاریکی واژه ای است که بشر برای زمانی که نور وجود ندارد به کار می برد.
در آخر مرد جوان پرسید: استاد! شیطان وجود دارد؟
استاد در حالی که مطمئن نبود گفت: البته! همانطور که گفتم ما هر روز او را می بینیم. او هر روز در مثال هایی از اخلاق های غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده می شود. او در جنایتها و تصادفاتی که همیشه در سرتا سر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. این ها نمایانگر هیچ چیز به جز شیطان نیست.
آن جوان پاسخ داد: شیطان وجود ندارد. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی می توان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد که توصیفی از نبود خدا داشته باشد. شیطان نتیجه ی چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی گرما نیست می اید و یا تاریکی که در نبود نور به وجود می آید...
آن مرد جوان همان آلبرت انیشتین بود...
آیا محمد رضا پهلوی بهایی بود؟

رشد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی بهاییان در دوره پهلوی دوم یکی از ایراداتی است که جامعه مسلمان ایران بر سلطنت پهلوی وارد می نمودند.
در یکی از اسناد منتشره به نقل از رکن دوم ارتش پهلوی که توسط موسسه مطالعات و پژوهشهاي سياسي منتشر شده، آمده است:
موضوع: جلسه بهائيان شيراز
مورخه 18/4/47 جلسات بهائيان در منزل «ضيأاله هوشمند» تشكيل و سرهنگ اقدسيه اظهار داشت: «افتخار ما بر ديانت بهائي است. من زماني كه در ارتش بودم سربازان و درجهداران و افسران بهائي را احترام ميگذاشتم ولي اگر يك فرد مسلمان از ديگري شكايت ميكرد، دستور شلاق زدنش را ميدادم.» مشاراليه افزوده است: «ما اطلاع داريم كه شاهنشاه آريا مهر بهائي ميباشند. ما بهائيان همه پولدار هستيم و ترقي بيشتري خواهيم كرد.»
اندیشه نو منتشر شد
امام باقر؛ نقطه عطف تحول در شیعه
به بهانه سالروز میلاد خجسته شکافنده علوم
اعتلای شریعت مقدس اسلام و مکتب تشیع و ادامه نهضت اصلاحی پیامبر(ص)، مهمترین دغدغه و محور مبارزات فکری و فرهنگی و جهاد و انقلاب ائمه معصومین(ع) بوده است.
انحرافهای به وجود آمده در جریانهای فکری موجود، ظهور و بروز جریانهای کلامی منحرف با تکیه بر علوم وارداتی از جهان بیگانه، بخصوص مسیحیت و تلاش حکام و خلفای جامعه اسلامی در دامن زدن به این اتفاقها، نتایج ناخوشایندی برای جهان اسلام- اعم از طبقه نخبه و توده مردم- به همراه داشت. بر این اساس و بنا به حکم الهی در اثبات و تثبیت وظیفه امامان(ع) در قبال جامعه و لزوم هدایت فکری آنان، هر یک از آن بزرگواران بنا به مصلحتهای موجود و شرایط زمانی، دست به اقدامهای سازنده ای در جامعه می زدند.
نگاهی گذرا به زندگی امامان شیعه(ع) و بررسی حیات آنان، مبین این مطلب خواهد بود که هر یک از ایشان، بنا به دلایل کاملاً منطقی و در راستای مصلحت دین خدا و مسلمانان قدم برداشته اند و لذا تفاوتهای موجود در شیوه مبارزاتی آنان، در اصل قضیه که همان هدایت افکار عمومی و به دست گرفتن و رهنمون شدن طبقه نخبه جامعه است، تأثیری نخواهد گذاشت.
ادامه یادداشت را در آینده نیوز بخوانید...
آن ماری شیمل و فروغ تابان صحیفه سجادیه
آن ماری شیمل بانوی اسلام شناس آلمانی یکی از کسانی است که نگاه نوینی به اسلام دارد.

خانم آن ماري شيمل در يكي از آثار خود، پس از مطرح كردن بحثهايي درباره اهميت نماز در اسلام و تأثير آن بر رشد افراد، مي نويسد: در پايان نماز، پس از سلام و صلوات بر پيامبران، فرشتگان و انسانهاي مؤمن، آدمي مي تواند دعاهاي مورد نظر خويش را بر زبان آورد. درخواستهايي شخصي يا مناجات كه صحبتي صميمي و از روي انس و الفت با خداست. البته اين دعاها را همواره مي توان بر زبان آورد اما پس از نماز اثر بيشتري دارد، زيرا انسان هنوز در وضعيت پاكي بدني و روحي است.
اين بانوي محقق اضافه مي كند: يكي از دعاهايي كه هميشه اجابت مي شود، دعايي است كه انسان در حق ديگران مي كند و نه تنها اعضاي خانواده و دوستان را شامل مي گردد، بلكه تمامي مخلوقات را در بر مي گيرد.
سپس مناجاتهاي امام سجاد(ع) را به عنوان دعاهايي با عبارات بسيار عالي اما روان و با نثري مسجع مطرح مي كند و خاطرنشان مي كند: ترجمه اي بسيار جالب به زبان انگليسي از اين دعاها در دسترس مي باشد.
وي در مصاحبه اي مي گويد: «من همواره دعاها را از اصل عربي مي خوانم و به هيچ ترجمه اي مراجعه نمي كنم. البته بخشهايي از صحيفه سجاديه را به زبان آلماني ترجمه كرده ام. وقتي مشغول برگردانيدن اين دعاها به زبان مذكور بودم، مادرم به دليل كسالت در بيمارستاني بستري بود و من مدام به او سر مي زدم و كاملاً در جريان احوالش بودم. پس از اينكه او به خواب مي رفت، در گوشه اي از اتاق مشغول پاكنويس نمودن ترجمه ها مي شدم. اضافه كنم كه اتاق مادرم دو تختي بود و در تخت ديگر خانمي كه عقايد كاتوليكي محكم و راسخ و در عين حال متعصبانه داشت، بستري بود. او از روي ايماني كه به مذهب خويش داشت، وقتي متوجه شد من مشغول ترجمه دعاهايي از يك متن شيعي هستم، آزرده خاطر شد و با ناگواري و نگراني گفت: مگر در مسيحيت و در كتب مقدس خودمان از نظر ادعيه كمبودي داريم كه تو اكنون به دعاهاي مسلمانان روي آورده اي؟! جوابي به وي ندادم اما وقتي كتابم چاپ شد، نسخه اي از آن را برايش فرستادم. مدتي بعد با من از طريق تلفن تماس گرفت و خاطرنشان كرد: «بسيار صميمانه از اين هديه جالب متشكرم، زيرا هر روز به جاي دعاهاي انجيل آن را مي خوانم!»
1- شرقي تر از هر غربي، ماهنامه ادبستان، ش 31.
2- مجله فرهنگ و پژوهش، ش 96
3 - پيام زن، ش 132.
4- مقدمه كتاب تبيين آيات خداوند، آن ماري شيمل، ترجمه دكتر عبدالرحيم گواهي.
5- ماهنامه از ديگران، سال دوم، ش 10، دي 1380، گفت و شنودي با آن ماري شيمل.
6- آن ماري شيمل بانوي شرق شناس جهان غرب، ماهنامه از ديگران، سال دوم، ش 5، مرداد 1380.


